راست افراطی در آلمان متحد بود و همین امر آن را بسیار قویتر کرد

برلین – آنها او را “فورر برلین” می نامیدند.

اینگو هاسلباخ یک نئونازی مخفی در برلین شرقی کمونیست بود ، اما سقوط دیوار برلین او را از سایه خارج کرد. با افراط گرایان غربی در شهر متحد ارتباط برقرار کنید ، کارگاه های آموزشی جناح راست افراطی ترتیب دهید ، درگیری های خیابانی با چپگرایان را انجام داده و تولد هیتلر را جشن بگیرید او آرزو داشت در آلمان متحد یک حزب راست افراطی در پارلمان داشته باشد.

امروز ، حزب راست افراطی “آلترناتیو برای آلمان” ، که با حروف اول آلمان به عنوان AfD شناخته می شود ، اصلی ترین مخالف پارلمان است. رهبران آن در کنار تندروهای راست گرا در اعتراضات خیابانی در حال راهپیمایی هستند. پایگاه قدرت آن شرق کمونیست سابق است.

آقای هاسلباخ که سالها پیش صحنه نئونازی را ترک کرد و اکنون به دیگران کمک می کند تا همین کار را انجام دهند ، گفت: “اتحاد دوباره یک فشار بزرگ برای راست افراطی بود.” “نئو نازی ها اولین کسانی بودند که دوباره به هم پیوستند. ما زمینه را برای مهمانی مانند آلترناتیو برای آلمان فراهم کردیم. مواردی وجود دارد که ما می گفتیم امروزه رایج است.”

اعتبار…Dietmar Ghost

با آمدن سی امین سالگرد اتحاد روز شنبه ، آلمان می تواند به درستی یک دموکراسی اقتصادی و لیبرال پر رونق را جشن بگیرد. اما اتحاد میراث دیگری نیز دارد که بندرت از آن یاد می شود – جنبش اتحاد ، توانمند سازی و آشکار ساختن جنبش راست افراطی است که به یک نیروی سیاسی مختل شده و تهدید تروریستی تبدیل شده است ، نه تنها در نهادهای مهم دولتی مانند ارتش و پلیس.

ماتیاس کوینت ، متخصص افراط گرایی راست افراطی و مدیر موسسه ای که به مطالعه دموکراسی و جامعه مدنی در ایالت شرقی تورینگن می پردازد ، گفت: “افراط گرایی راست افراطی امروز در آلمان بدون اتحاد مجدد قابل درک نیست.” “این نئونازی ها در شرق را از وجود مخفیانه آنها آزاد کرد و به دست راست گرایان غرب دسترسی به گروهی از نیروهای تازه استخدام شده و مناطق کاملاً آزاد را داد تا بدون نظارت زیادی به آنجا بروند.”

سالها بود که مقامات آلمانی اطمینان داشتند که یک حزب راست افراطی بار دیگر در پارلمان انتخاب نخواهد شد و ایده وجود شبکه های تروریستی راست افراطی را رد کردند. اما اکنون برخی نگرانند که ساختارهای راست افراطی ایجاد شده در سالهای پس از اتحاد ، پایه و اساس احیای مجدد طی پانزده ماه گذشته را ایجاد کرده است.

چگونه اد مارکی اولین کسی بود که کندی را در ماساچوست شکست داد
بخوانید:

تروریست های راست گرای یک سیاستمدار منطقه ای را در بالکن منزل خود در حوالی شهر مرکزی کاسل کشتند ، به یک کنیسه در شرق شهر هالا حمله کردند و 9 نفر از افراد مهاجر را در غرب شهر حناو تیراندازی کردند.

تابستان امسال ، دولت پس از کشف مواد منفجره ، مسلسل و تجهیزات SS در املاک گروهبان در شرق زاکسن ، اقدامی جدی برای انحلال یک شرکت تمام عیار اس اس انجام داد. فرمانده یگان گفت که تعداد نامتناسب – حدود نیمی از – مظنونین راست افراطی در آن واحد ، KSK ، از شرق سابق بودند.

ناسیونالیسم و ​​بیگانه هراسی بیشتر در شرق سابق نهفته است ، جایی که تاریخ مهلک جنگ جهانی دوم هرگز در سطح جامعه مانند غرب قبلی دیده نشد. AfD در ایالت های شرقی که جرایم متنفر از جناح راست افراطی بیشتر از غرب است ، دو برابر رای آورد.

به طور رسمی ، هیچ نازی در آلمان شرقی قدیم وجود نداشت. این سیستم خود را در سنت کمونیست هایی که در برابر فاشیسم مقاومت می کردند ، تعریف کرد و باعث به وجود آمدن آموزه دولتی از حافظه شد که عملاً آن را از جنایات زمان جنگ معاف می کرد. باندهای راست افراطی که کارگران خارجی کشورهای سوسیالیستی مانند کوبا یا آنگولا را مورد ضرب و شتم قرار می دهند ، به عنوان “آشوبگران” طبقه بندی شده توسط تبلیغات غربی گمراه شدند.

اما جنبش قدرتمند نئونازی ها در زیر زمین رشد می کرد. در سال 1987 ، برند واگنر ، افسر پلیس جوان برلین شرقی ، تخمین زد که 15000 “نئونازیست” خشن “محلی” وجود دارد که از این تعداد 1000 نفر مجرم مرتبا بودند. به زودی گزارش وی بسته شد.

دو سال بعد ، هنگامی که دهها هزار نفر در اعتراضات ضد کمونیستی به خیابانها ریختند که سرانجام رژیم را سرنگون کرد ، فعالان دموکراسی خواهی تنها معترضین نبودند.

اپل و گوگل در حال ساخت فناوری ردیابی ویروس به طور مستقیم در تلفن ها هستند
بخوانید:

آقای واگنر به یاد می آورد: “Skinheads نیز راه می رفتند.”

پیش از پیوستن به اتحادیه ، چشم انداز راست افراطی در آلمان غربی پیر و جوان بود ، اما اکنون نئونازی های غربی برای ارائه “کمک به بازسازی” به شرق هجوم آوردند و به طور غیر منتظره ای پناه گرفتند. در پشت دیوار ، شرق به مرور زمان یخ زده بود ، یک کشور سفید کاملاً همگن که در آن ناسیونالیسم مجاز به زندگی بود.

آقای هاسلباخ به یاد می آورد: “رهبران صحنه غرب معتقد بودند كه آنها در بهشت ​​هستند.”

از آن زمان شرق به خانه مورد علاقه بسیاری از افراط گرایان برجسته غربی تبدیل شده است. Gotze Kubitschek ، اندیشمند برجسته راست افراطی از سوابیا که می خواهد “هویت قومی-فرهنگی” آلمان را حفظ کند ، یک خانه روستایی در شرق خریداری کرده است که به عنوان دفتر مرکزی برای انتشارات و موسسه تحقیقاتی راست افراطی عمل می کند.

همینطور بیورن هوک و آندریاس کالپیتز ، دو غربی که به رهبران تندروترین جناحهای AfD در شرق قبلی تبدیل شدند.

آقای کوینت گفت: “شرق به نوعی عقب نشینی راست افراطی تبدیل شده است ، جایی که آلمان هنوز آلمان است و مردان هنوز مرد هستند.”

اما وی گفت علاقه به شرق نیز استراتژیک است. این احساس در میان افراط گرایان راست وجود دارد: “ما نمی توانیم در غرب پیروز شویم ، اما می توانیم در شرق پیروز شویم و سپس ، از موضع قدرت ، با غرب مقابله خواهیم کرد.”

اتحاد همچنین یک فضای فیزیکی را فراهم کرد که در آن اعضای راست افراطی بتوانند حرکت کرده و تمرین کنند. اردوگاه های آموزشی مخفی نئونازی ها در پایگاه های نظامی متروک شوروی ایجاد شد. در یکی ، در جزیره روگن در بالتیک ، آقای هاسلباخ در کارگاه های آموزشی در مورد کلاهبرداری هویت ، ساخت بمب ، جنگ چریکی و “قتل خاموش” شرکت کرد.

سالهای اول پس از تجدید اتحاد چنان آشفته بود که سرویس های امنیتی نتوانستند این حرکت افراط گرای ادغام شده را کنترل کنند.

توماس هالدنوانگ ، رئیس دفتر اطلاعات داخلی ، در مصاحبه ای گفت: “در ایالات شرقی هیچ ساختار بالایی برای سرویس اطلاعات داخلی وجود ندارد.” “آژانس ها در ایالت های جدید از هیچ ساخته نمی شدند.”

2- محکوم به اعدام در آتش در یک کارخانه لباس کشنده در پاکستان است
بخوانید:

در اوایل دهه 1990 ، آلمان توسط موجی از خشونت نژادی ، بیشتر در شرق ، درگیر شد. خارجی ها تعقیب ، ضرب و شتم و گاهی کشته می شدند. خانه های پناهجویان با بمب های آتش بمباران شد. اتوبوس های مهاجر مورد حمله قرار گرفته اند. گاهی تماشاگران شرقی تماشا می کردند ، کف می زدند یا شرکت می کردند.

Folkard Knigge ، مورخ گفت: “می بینید که چیزی تغییر می کند و فقط در حاشیه نیست.” در غیر این صورت AfD امروز چندان قدرتمند نبود. »

در اوایل دهه 1990 ، آقای نیگج برای اداره یادبود در اردوگاه کار اجباری سابق در بوشنوالد به شرق نقل مکان کرد. او توسط بسیاری از یادگاری های نازی ها مانند “Mein Kampf” برای هیتلر برای فروش در بازارهای کریسمس و بسیاری از جوانان نئونازی عصبانی که در میدان تئاتر تاریخی تجمع می کردند و شعارهای بیگانه هراسی سر می دادند ، مبهوت شد.

آقای کنگی گفت: “ما فکر می کردیم دموکراسی پیروز شده است.” غرب فکر می کرد این پایان تاریخ است. اما برای ملی گراها ، این یک مرور تاریخ بود. “

آنیتا کااهانا ، یک فعال یهودی ضد نژادپرست ، گفت که اتحاد مجدد دو نوع ناسیونالیسم را به هم پیوند داد ، سبک محافظه کارانه ملی-ناسیونالیستی و رادیکال ترین تنوع اجتماعی انقلابی شرق. هیچ یک از آنها به تنهایی قدرت کافی برای تحریک یک جنبش سیاسی را نداشتند.

خانم کاهانا ، مدیر بنیاد آمادئو-آنتونیو ، به نام یک مرد سیاه پوست آنگولایی که توسط نئونازی ها در کمتر از دو ماه با چوب بیس بال مورد ضرب و شتم قرار گرفت و گفت: “این ازدواج این دو بود که گزینه دیگری را برای آلمان امکان پذیر کرد”. پس از تجدید دیدار

برای بیشتر آلمانی ها ، قرن جدید در حال پیشرفت بود. صدراعظم آنگلا مرکل ، که یک شرق شناس است ، تجسم ارزشهای لیبرال غربی است. هنگامی که این کشور میزبان جام جهانی فیفا در سال 2006 بود ، آلمان چند فرهنگی مطمئناً ظهور می کند ، چیزی که در آن زمان “افسانه تابستانی” نامیده می شد.

Tanjev Schultz ، نویسنده و استاد روزنامه نگاری گفت: “من می خواستم باور کنم که این همان چیزی است که ما به عنوان یک کشور هستیم – و من واقعاً آن را باور کردم.” “اما این درست نبود.”

سوپرمدل های سابق عامل اصلی تجاوز جنسی و تجاوز جنسی را متهم می کنند
بخوانید:

تابستان آن سال ، ناسیونال سوسیالیست زیرزمینی ، یک گروه تروریستی راست افراطی که از شبکه های افراطی شکل گرفته در آلمان شرقی بیرون آمد ، درگیر موجی از قتل های مهاجر شد که تا سال 2011 توسط پلیس کشف نشد.

بین سالهای 2000 و 2007 ، این گروه 9 مهاجر و یک افسر پلیس را به قتل رساند ، حتی در حالی که مخبران پرداخت شده به سیا کمک کردند رهبران خود را پنهان کند و شبکه خود را بسازد.

آقای هزلباخ گفت که از دیدن افشاگری های اخیر نفوذ راست افراطی در سرویس های امنیتی تعجب نکرده است. وی گفت ، وقتی هنوز نئونازی بود ، افسران پلیس دوست قبل از حمله به آنها هشدار می دادند یا پرونده های دشمنان چپ را به آنها تحویل می دادند.

این خشونت های مهلک در اوایل دهه 1990 بود که باعث شد آقای هلباخ در سال 1992 صحنه نئونازی را ترک کند. در حمله آتش سوزی به یک خانه خانوادگی ترک ، دو دختر و مادربزرگ آنها کشته شد. وی سال ها در مخفی کاری به سر برد و از تهدیدهای هموطنان راست افراطی سابق خود فرار کرد. سپس ، با آقای واگنر ، افسر سابق پلیس شرق ، Exit Germany را تأسیس کرد ، سازمانی که به افراط گرایان کمک می کند شبکه های خود را ترک کنند.

AfD در سال های اخیر کاهش یافته و در ثروت ها سرازیر شده است. نظرسنجی ها نشان می دهد که حمایت رای دهندگان در طی همه گیر شدن به حدود 10 درصد رسیده است. اما افسران اطلاعاتی می گویند احزاب رادیکال شده اند.

او آقای هاسلباخ و واگنر را نگران می کند.

آقای هاسلباخ گفت: “تمایل به انجام اقدامات خشونت آمیز امروز بیش از هر زمان دیگری است.”

آقای واگنر گفت: “غربی ها احساس نمی كنند كه اوضاع چقدر نازك است.” “نخبگان انحطاط پسا دموکراسی را نمی بینند. مستشرقان قبلاً شاهد فروپاشی سیستم بوده اند.”

منبع: اخبار فوتبالی

لینک ها کوتاه شده

tinyurl.com/y5leygb4
is.gd/irtC2s
shrtco.de/QcySr
clck.ru/RCK3L
u.nu/glkc6
ulvis.net/X0b

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا