لیگ قهرمانان و پپه; برای عزاداری لباس تیره بپوشید



سرویس خبر شماره: 1822887 |
15 ارديبهشت 1401 ساعت 21:31 |
11,330 امتیاز خبر|

7نظرات

ناله پس از شکست گواردیولا و سیتی

یادداشت امیرحسین صدر پس از نتیجه باورنکردنی در برنابئو؛ به طرف بازنده رفت و از حال و هوای لشکر شکست خورده نوشت.

به او فکر می کنم؛ “سعی می کنم به یاد بیاورم. نمی دانم کجا روی زمین افتادم. این یک تصادف فوری بود. گیج و گیج شدم. ناگهانی بود، له شدم. در یک لحظه همه چیز از بین رفت.”
هستی و نیستی مربوط به مو است. بودن و نبودن. بین خنده و گریه های بی پایان فاصله زیادی نیست. می خندد و گریه می کند. زندگی و مرگ. در عین حال سر سفره عقد و بر تخت عزا ایستاده ایم.

درست است که می گویند هر چه قوی تر باشی سخت تر می افتد. مغز و استخوان شکسته را می بینم. فاتحان محتاج هیچکس نیستند، پیروزها سوار گاری شوند و در مجالس و عروسی خود مست شوند، صدای طبل و سنج کر کننده است، از آنجا می روم تا به عزاداران بپیوندم. به مردگان ضربه مهلک مؤثرتر از این حرفه ها بود، مرده از خاک برخاست و زنده ها به زمین افتادند. زنگ ها به صدا در می آیند و زنگ ها لحظه ای به صدا در نمی آیند.

باید اعتراف کنم، زمانی که فکر می کنید همه چیز را دیده اید. بار دیگر باران و طوفان، سیل و بهمن، آتش‌سوزی و آتشفشان در طول عمرتان دیده نشده‌اند و هر چیزی که به شما ضربه می‌زند در خاطرات فوتبالی‌تان رنگی از حقیقت به خود می‌گیرد. شما باور نمی کنید، نمی خواهید باور کنید، زیرا باور نکردنی است. من همیشه معتقد بودم که سکوت بلندتر از فریاد زدن است، خیلی خیلی بلندتر. اما من غیر ارادی هستم و گویی باید به عنوان یک فوتبالدوست با دردمندان ابراز همدردی کنم و پیروزها را در خوشی هایشان رها کنم.

آنجا بود. در اختیار آنهاست. آنقدر نزدیک که تقریباً می توانستند آن را لمس کنند. آنقدر نزدیک که حتی از مادرید توانستند آسمان پاریس را با چشمان خود ببینند.
فینال لیگ قهرمانان 2022:
لیورپول مقابل… سکوت!
و دقیقا همان جایی بود که رویا مرد!

واقعا چه اتفاقی برای سیتی و گواردیولا می افتد؟ این هرگز آسان نیست. هیچ چیز آسان نیست. همیشه در آخرین گذر به ته دره می افتند. چگونه این بازی را باختند؟
در هر دو بازی در شبی که نمایش خوبی داشتند همینطور بود.
چرا؟

یک دقیقه قبل از اینکه رئال مادرید گل حیاتی خود را به ثمر برساند، جانشین جک گریلیش دو فرصت داشت تا مادرید را به آتش بکشد. هفته گذشته جسد مادرید تکه تکه شد اما او نمرده است. سیتی برنابئو را ساکت کرده بود، جان برکف هواداران رئال در شرف ترک بودند.
چگونه می تواند این باشد؟ چرا همیشه آنها؟ چرا سیتی؟

منچسترسیتی امسال نمی تواند سومین فینال انگلیسی چهار سال اخیر را در لیگ قهرمانان اروپا به پایان برساند. رئال مادرید در پاریس با لیورپول دیدار خواهد کرد. دیداری که تبدیل به دربی قهرمانان اروپا شده است.
رئال مادرید تا آخرین دقیقه وقت قانونی با نتیجه 2-1 در مجموع شکست خورد. و 2-3 در پنج دقیقه وقت اضافه. این اولین بار بود که آنها دو نبرد فراموش نشدنی را بردند: 1 دقیقه در مجموع دو بازی بود.
در هر صورت، شهرت رئال مادرید دست نخورده باقی ماند.
گل اول رودریگو در دقیقه آخر فقط یک تسلی به نظر می رسید، سپس یک دقیقه بعد. همه شگفت زده شدند. همه بازیکنان، همه استادیوم ها، همه شهرها، همه طرفداران فوتبال در جهان.

گل دوم مهاجم برزیلی سیتی را “شکن” کرد. شگفت انگیز بود.
سپس کریم بنزما جلاد رئال با پنالتی خود نفس های آخر سیتی را کشید و سیتی و گواردیولا در قبرستان برنابئو به خاک سپرده شدند!
در این مرحله ترجیح دادم به چیزی غیر از فوتبال فکر کنم. عدم. من فقط مراسم تشییع جنازه را تماشا نکردم و تلویزیون را خاموش کردم. در این ساعات شب، سکوت محض حکمفرما بود. اما سکوت هم مرا آرام نکرد.

آیا این بازی کلاسیک دیگری مانند بازی اول بود؟ اگر انتهای آن را برداریم، اصلا. یک مسابقه تا حد زیادی فشرده، با موقعیت های کم.
17 در پایان دقیقه گل زیبای مهرز درست زمانی وارد تور شد که میزبان اولین نشانه های تردید را مشاهده کرد. اگر فیلم زنده از خیابان های اطراف برنابئو که پر از سر و صدا و صدای کر کننده قبل از بازی بود، آرام به نظر می رسید. پرچم غول پیکر بنزما به اهتزاز درآمد. با پیشرفت بازی، قدرت دفاعی سیتی بیشتر نمایان شد. و ادرسون دروازه بان سیتی به سختی در معرض خطر جدی قرار گرفت.

گواردیولا تغییراتی را انجام داد که منطقی به نظر می رسید. ایلکای گوندوگان برای کوین دی بروین. این یک تصمیم بود؛ هر چه داریم، نگه می داریم. ذخایر زیادی وجود نداشت. اما برای زنده ماندن و رسیدن به فینال کافی به نظر می رسید.
اما برای سیتی و گواردیولا هرگز به این راحتی نیست. به محض ایجاد تغییرات برای تقویت تیم، گل به ثمر رسید. هفتمین گل او در این رقابت ها رکورد سیتی در این رقابت هاست. اما من شک دارم که کسی این گل را الان به یاد داشته باشد.

حالا به قسمتی می رسیم که در مورد حد وسط صحبت می کنیم. منچسترسیتی و پپ گواردیولا در لیگ قهرمانان اروپا. جاده ای طولانی و پر پیچ و خم پر از زباله های بی شمار و شاید نامعقول فجایع و شکست ها، یکی پس از دیگری. این ششمین بار است که یک تیم درخشان در لیگ برتر زیر نظر گواردیولا تلاش می کند تا در این رقابت ها قهرمان شود. و همه 6 بار درمانده و خسته، هر تلاش، فاجعه بارتر و غم انگیزتر از دفعه قبل.

به نظر می رسد در سیتی شرایط کاملا متفاوت است. حقیقتی دردناک برای باشگاهی که ناامید از قرار دادن خود در میان نخبگان اروپا است. هنوز یک سال از قرارداد گواردیولا باقی مانده است و به نظر می رسد هر چه مسیر را بیشتر می کنند، از مقصد دورتر می شوند.

ماه می سال گذشته در پورتو مانند یک داستان ترسناک بود. پس از رسیدن به فینال مقابل چلسی، گواردیولا ترکیبی گیج کننده و عملکرد ناامیدکننده ای را انتخاب کرد. سیتی 1-2 شکست خورد.
امسال نیز در میان آشفتگی چند دقیقه ای مادرید در برنابئو، سیتی بار دیگر در مقابل خانه در حال فروپاشی خود به زانو درآمد.
اما این بار خیلی متفاوت بود. این بار ممکن و نزدیک بود. با فوتبالی بسیار بهتر و منطقی تر از همیشه. اندکی دلسوزی برای همسایه ای که در رنج است لازم است. راستش 3 دقیقه برای سیتی بهتر بود تا اینکه رودریگو و مادرید چاقو خوردند و مرگ دردناک سیتی شروع شد، قهرمان اسپانیا حتی یک شوت هم به دروازه سیتی نداشت. آنچه بعد اتفاق افتاد عجیب بود و توضیح آن غیرممکن بود. فوتبال یک ورزش است و غیرممکن ها همیشه ممکن است. محبوبیت جهانی فوتبال از همین ناممکن های احتمالی ناشی می شود.

در لیگ قهرمانان اروپا، در شبی پر از درام تقریباً غیرقابل توصیف، سیتی سقوط کرد. و حالا دو هفته پایانی فصل داخلی و چهار بازی باقیمانده لیگ برتر و کنترل لیورپول، چالش روانی سنگینی خواهد بود. اگرچه آنها در هر دو بازی مقابل مادرید به کمال مورد نظر گواردیولا نزدیک بودند، اما بسیار نزدیک بودند، حس و سرعت بازی در دستان سیتی بود، از طرفی دریافت مجموعا 4 گل در 2 دقیقه بسیار بیشتر از انتظار می رود؛ اگر جک گریلیش تمام می شد، اکنون در مورد یکی از عملکردهای عالی یک تیم انگلیسی در اروپا صحبت می کردیم و هیچکس جیک را شکست نمی داد.
اما سفر به پاریس رویای مرگ بیش نیست. و در واقع نیوکاسل حریف بعدی است. و اگر این یکی خوب پیش نرود، فصلی که وعده سه سفر به سیتی را داده بود، بدون نتیجه به پایان خواهد رسید. دست خالی علی و حوض!

گواردیولا قبل از اینکه تلویزیون را خاموش کند، با لباس مشکی به زمین آمد تا از بازیکنانش دلجویی کند و همه چیز تمام شد. یک آغوش اینجا، یک بغل آنجا. امروز، او همچنان به تعجب و شگفتی از بسیاری از بایدها و نبایدها ادامه خواهد داد. آیا یک نوک تهاجمی می تواند تفاوت را ایجاد کند، در مورد دفاع مرکزی چطور؟ و بسیاری سوالات بی نتیجه و بی پاسخ دیگر. قسم می خورم که این یکی خیلی آزارم می دهد، به عنوان یک هوادار فوتبال مثل من.
در بازی دیشب به دنبال زیبایی و هیجان بازی اول بودم، بدون شکایت، برنابئو که در حال حاضر در حال بازسازی 3 متری 200 است. شبی پر حادثه بود، استادیومی که نیمی از تاریخ فوتبال اروپا را در خود جای داده است. آخرین دقایق وحشتناک در این ورزشگاه به من و میلیون ها نفر دیگر نرسید. تلخی سرنوشت در این ویدئوی بیست و دومی مشهود است که پپ به تنهایی روی نیمکت مصاحبه آنچلوتی را تماشا می کند و برای لحظه ای گریه می کند.

در نهایت، این فقط یک ورزش است، مانند زندگی. اگرچه ممکن است چند روزی جمع و جور باشیم.
فردا، جلسه بعدی، فصل بعد. آنچه در حال حاضر مهم است این است که گواردیولا و بازیکنانش چه واکنشی نشان می‌دهند و چه واکنشی نشان می‌دهند، چه چیزی در مورد هر یک از آنها و در مورد سیتی به ما می‌گویند. آیا خاکستر می شوند و در باد می وزند یا برمی خیزند و آتشی فروزان روشن می کنند؟

“آیا کسی می داند که آیا این زنگ سوگواری مرگ است؟ این زنگ در سوگ مرگ تو به صدا درآمد!

امیرحسین صدر



مجله اخبار فوتبال خارجی

دیدگاهتان را بنویسید