گفتگوی جالب با مردی از یک باشگاه فوتبال ایرانی



سرویس خبر شماره: 1852496
17 نوامبر 1401 در 03:12 ب.ظ
2.7 هزار امتیاز خبر|

0نقطه نظر

حاجیلو: قبل از اینکه مرا تحسین می کردند، حالا از من متنفرند

اصغر حاجیلو که چهره محبوبی در بین فوتبال دوستان و به خصوص استقلالی هاست پس از مدت ها صحبت کرد.

گفتگوی جالب با مردی از یک باشگاه فوتبال ایرانی

به گزارش “مجله اخبار فوتبال”، در روزهای مانده به جام جهانی که مسابقات لیگ برتر موقتا تعطیل است، تیم استقلال با تغییر مدیران عامل قهرمان سوپرجام شد و منتظر برگزاری دربی هستند.صدر جدول. از سوی دیگر در همین مدت تیم نفت مسجد سلیمان که شروع خوبی در لیگ داشت و به یکباره نتایج ضعیفی کسب کرد، در شرایطی به کار خود با رضا مهاجری ادامه می دهد که بحث برکناری این سرمربی مطرح می شود. به طور جدی مطرح شد
در این زمینه خبرنگار ما با اصغر حاجیلو که مستقیما از شرایط این دو باشگاه پرطرفدار مطلع است گفت وگویی انجام داده است.
مصاحبه حاجیلو را در ادامه می خوانید:

* فتح الله زاده آمد تا ستاره سوم را بگیرد

آقای فتح الله زاده هر وقت مدیرعامل استقلال شد به من و مرحوم حجازی لطف داشتند و همیشه جزو کاندیداهای ایشان بودیم. علی فتح الله زاده به ناصرخان خیلی علاقه داشت و این حس خوب همیشه وجود داشته است.
از بازگشت آقای فتح الله زاده به مدیریت باشگاه استقلال خوشحال شدم. قبل از اینکه آنها مدیرعامل شوند هر از چند گاهی به دفترشان می رفتم و وقتی صحبت می کردیم همیشه دوست داشت به استقلال برگردد و ستاره سوم را بگیرد. آرزوی مشترک آقای فتح الله زاده و ناصرخان بود، متاسفانه آخرین باری که با ناصرخان به فینال آسیا رفتیم نتوانستیم قهرمان شویم. بعد از این بازی ناصرخان در مصاحبه ای گفت هیچکس نمی تواند در 10 سال فینالیست آسیا شود و دقیقا همین اتفاق افتاد. از آن زمان کسب ستاره سوم بزرگترین هدف آقای فتح الله زاده بوده است.
به جرأت می توانم بگویم علی فتح الله زاده تنها مدیرعاملی بود که قدر همه پیشکسوتان استقلال را می دانست و به آنها احترام می گذاشت و هر کاری از دستش بر می آمد برای آنها انجام داد.

* دیگر نمی توان درباره قهرمانی صحبت کرد
من بازی های استقلال را دنبال می کنم. آرزوی قلبی من این است که این تیم قهرمانی را تکرار کند. فوتبال جذابیت های خودش را دارد و تا پایان هر فصل اتفاقات زیادی رخ می دهد. به همین دلیل تا چند هفته اخیر نمی توان مشخص کرد که مربیان چقدر از نظر فنی در بزنقز هستند. چند بار تیم هایی بودند که تا یک هفته قبل از پایان در صدر بودند، اما به یکباره اوضاع تغییر کرد. از این به بعد نمی توان درباره قهرمان شدن یا نشدن یک تیم نظر داشت. همه چیز به امکانات و سایر عوامل دخیل در این مقوله بستگی دارد. اگر همه چیز خوب پیش برود جام برای همیشه در خانه استقلال می ماند.

* با لمس فنجان می توان ساپینتو را تحسین کرد
عملکرد ریکاردو ساپینتو تا اینجا قابل قبول بوده است اما هنوز جای پیشرفت وجود دارد و اینکه چه زمانی باید از مربی به خاطر آوردن جام تمجید کرد. وقتی جام را لمس می کنی، می فهمی چقدر جلو آمده ای، درست مثل فصل قبل که فرهاد مجیدی توانست بدون شکست به این جایگاه برسد. منظورم این است که شاید خیلی ها قبل از آن امید به قهرمانی نداشتند، اما وقتی یک بسته کامل را جمع کردند، این اتفاق افتاد. قطعا امسال هم اگر عوامل مختلف باشگاه بین خودشان متحد شوند و مدیریت در طول فصل حمایت لازم را داشته باشد، مطمئن باشید دوباره قهرمان می شویم.

* این مشکلات باعث شد تا 5 سال نتوانیم قهرمان شویم
من سال ها در این تیم بودم و روزهای مختلفی را سپری کردم. باورتان نمی شود در زمان وینفرد شفر حتی پول آب بسته بندی هم نداشتیم و با مشکلات عجیبی روبه رو بودیم. سال ها پیش ما شروع به کار کردیم، اما به دلیل عدم پرداخت

پول بازیکنان و از دست دادن تمرکز آنها باعث شد فرصت ها را از دست بدهیم. در این پنج، شش سال همین مشکلات اجازه نداد استقلال قهرمان جام شود وگرنه پتانسیل تیم ما خیلی بالا بود.

*به جز استقلال پیراهن نپوشیدم
امروز باید از بازیکن و مربی حمایت شود چون شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده است. در آن سال ها بازیکنان فقط به خاطر عشق و تعصب بازی می کردند، اما این روزها مسائل مالی اهمیت زیادی پیدا کرده است. شاید من تنها فوتبالیست ایرانی باشم که از ابتدا تا پایان دوران فوتبالم فقط پیراهن یک تیم را بر تن کردم و هر چقدر هم در آن زمان از من تعریف و تمجید می کردند. . مشکل اصلی من و افکارم بود چون نمی توانستم به تیم دیگری بروم.
وقتی مرحوم پورحیدری و مرحوم مظلومی از استقلال رفتند برای همیشه از فوتبال خداحافظی کردم. همان زمان ناصرخان که سرمربی بانک تجارت شده بود از من خواست بازیکنش شوم اما به ناصرخان گفتم فقط آبی پوش استقلال برای من مقدس است. در همان زمان شرکت حاضر بود به من پول گزافی بدهد تا بتوانم یک آپارتمان سه خوابه در یکی از بهترین مناطق تهران بخرم اما قبول نکردم چون فقط اسم استقلال برایم مهم بود. .

* با ناصرخان رفتیم و علی دایی را آوردیم
یک روز به ناصرخان گفتند ما یک بازیکن جوان خیلی خوب داریم که از اردبیل آمده و دانشجوی دانشگاه شریف بوده است و شما باید بیایید و بازی او را ببینید. من و ناصرخان برای دیدنش به طبقه دوم امجدیه رفتیم، اسمش علی دایی بود. وقتی با ضربه سر بلند شد، سینه اش به تیر دروازه برخورد کرد. ناصرخان به من گفت حاضری او را به یک بازیکن حرفه ای تبدیل کنی؟ قبول کردم چون یاورش بودم و عمویم را برای کار بردیم.

* عشق یک نعمت است
محمد محبی برای باشگاه استقلال نعمت است، شاید بهتر باشد بگوییم او خیلی دیر به این تیم آمد اما حالا که آمد باید تا پایان فوتبالش در این تیم بماند. او یک پسر جنگجو است که فوتبال خوبی بازی می کند. همه دوستانم یا هواداران استقلال که می بینم درباره او صحبت می کنند. این را هم باید بگویم که از مهدی قیدی کمی ناراحت هستم زیرا او دیگر فوتبالی را که قبل از جدایی از استقلال بازی می کرد، بازی نمی کند. حالا نمی دانم از نظر بدنی ضعیف است یا اتفاق دیگری افتاده است. با شناختی که از مهدی دارم هر وقت بخواهد می تواند به روزهای خوب گذشته برگردد که امیدوارم هر چه زودتر این اتفاق بیفتد.

* مسائل استقلال با کمک وزیر راحتتر حل می شود
باشگاه استقلال به دلیل بدهی های کلان مشکلات زیادی دارد و امیدوارم آقای سجادی به عنوان وزیر ورزش به آقای فتح الله زاده کمک کند تا راه موفقیت باشگاه را هموار کند. خدا را شکر که آقای ساپینتو خودش مربی خوبی است و دستیاران خوبی هم دارد. آقای طاهری به عنوان سرپرست دلسوز در کنار تیم هستند و انشالله خسرو حیدری سرمایه گذاری خواهد شد و با گذراندن دوره های مربیگری و کسب تجربه از ساپینتو می تواند در آینده برای تیم بزرگ استقلال مثمر ثمر باشد.

* یک مهاجر همیشه سالم کار کرده است
درباره رضا مهاجری باید اعتراف کنم که او به عنوان مربی شایسته و در عین حال فهیم یکی از معدود مربیان فوتبال کشورمان است. متأسفانه چون به گروهی وابسته نیست، هرگز با تیمی ثروتمند کار نکرده و همیشه هدایت تیم هایی را بر عهده گرفته است که شرایط مالی خوبی نداشتند و در خطر سقوط بودند. با همه اینها آقای مهاجری هر جا که کار می کرد موفق می شد چون همیشه کارش را با خیال راحت انجام می داد.

* من به لطف دوستی شما به یک مهاجر کمک کردم
من شهر مسجد سلیمان را دوست دارم زیرا مردم این شهر قبل از انقلاب تاجی های متعصبی بودند و بعد از انقلاب هوادار استقلال شدند. اینکه اول از تیم نفت و بعد استقلال خوششان آمد باعث شد خیلی به این شهر علاقه مند شوم. صرف نظر از این مشکل، چون با آقا رضا دوست بودم، این اتفاق افتاد که فصل گذشته که مدیریت نفت مسجد سلیمان را برعهده گرفت، در آن شش بازی نه به عنوان دستیار، بلکه به عنوان مشاور در کنارش بودم و خدا را شکر که این توانایی را داشت و توانست نفت را در لیگ نگه دارد.

* تیم نفت حمایت نمی شود
در مورد نتایج فصل جدید این تیم باید بگویم که همه دیدند هفته های اول نفت مسجد سلیمان چگونه گذشت سپس مشکلاتی به وجود آمد که باعث شکست این تیم شد.تیم که به دلیل مشکلات مالی همیشه گریبانگیر آنها بوده است. . همانطور که شنیدم متاسفانه هیئت مدیره و مجمع باشگاه کمک چندانی به تیم نمی کند که این اتفاق خوبی نیست. مردم مسجدسلیمان فوتبال را به خوبی می شناسند اما از همه امکانات فوتبالی محروم هستند و باید بدانند که عدم حمایت دلیل ناکامی های اخیر این تیم بوده است. نه زمین تمرین دارند، نه بازیکنان پول می گیرند و نه امکانات رفاهی دارند و در بدترین شرایط فوتبال بازی می کنند و به خاطر تعصبشان زنده می مانند. ای کاش هیئت و مجمع این باشگاه کمی نسبت به هواداران و بازیکنان تیمشان تعصب داشتند و این افراد بدانند که اگر امروز به نفت کمک نکنند و تیم سقوط کند باید با مردم ملاقات کنند.



مجله اخبار فوتبال داخلی

دیدگاهتان را بنویسید